۱۳۹۴ خرداد ۱۰, یکشنبه

سهیلا بسکی، حامی جنبش زنان درگذشت



بسکی، معمار جایزه‌ی «معمار» و مترجم زندگینامه‌های ویرجینیا وولف و اما گلدمن بود

سهیلا بسکی، نویسنده، مترجم و بنیان‌گذار مجله‌ی معمار، روز ششم خردادماه ۱۳۹۴، در سن ۶۲ سالگی پس از چند سال مبارزه با بیماری، در استانبول چشم از جهان فرو بست.
بسکی از حامیان جنبش زنان بود و مدرسه‌ فمینیستی کتاب‌هایی را که او ترجمه کرده، یادگارهایی گران‌بها برای جنبش زنان خوانده است. او همچنین، در مواردی چون مخالفت با «لایحه‌ی حمایت از خانواده» که در مجلس هشتم مطرح‌شده بود، آشکارا از جنبش زنان حمایت کرد.

این دانش‌آموخته‌ی مدیریت و اقتصاد از ۱۳۵۶ تا زمان وقوع انقلاب فرهنگی(۱۳۵۹) به تدریس در دانشگاه پرداخت. بسکی در سال ۱۳۷۶ مؤسسه‌ای باعنوان «معمار نشر» ثبت کرد؛ مؤسسه‌ای که نخستین شماره‌ی نشریه‌ی تخصصی معماری با عنوان «معمار» را در تابستان سال ۱۳۷۷ به سردبیری سید رضا هاشمی منتشر کرد. این مؤسسه همچنین، از سال ۱۳۸۰ برگزار‌کننده‌ی مهم‌ترین جایزه‌ی سالانه‌ی معماری در ایران به نام «جایزه‌ی بزرگ معمار» است. دو مجله‌ی «آبادی» (۱۳۶۹-۱۳۷۶) وابسته به وزارت راه و شهرسازی و «شهر» (از ۱۳۸۰ به این سو)‌ با موضوع شهرسازی و مدیریت شهری، دیگر مجلاتی بودند که خانم بسکی مسوولیت انتشار آنها را برعهده داشت.
 
او کتاب‌های «زندگی‌نامه ویرجینیا وولف» نوشته‌ی کوئنتین بل و «آن‌گونه که من زیستم»(خودزندگی‌نامه) نوشته‌ی اما گلدمن را از انگلیسی به فارسی برگردانده که هر دو توسط انتشارات نیلوفر به‌ترتیب در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۸ منتشر شده‌اند.
 
مجموعه داستان‌ها و رمان‌های سهیلا بسکی از این قرارند:
  • مجموعه داستان «پاره کوچک»، ۱۳۸۱،  انتشارات آگاه (برنده‌ی جایزه‌ی ادبی گلشیری)
  • مجموعه داستان «بی‌بی پیک»، ۱۳۸۴،  انتشارات نیلوفر (نامزد جایزه‌ی ادبی گلشیری)
  • رمان «در حکایت ساختن مبال در بم»، ۱۳۸۵، انتشارات فروغ در آلمان
  • رمان «ذره»، ۱۳۸۷ انتشارات فروغ در آلمان
  • رمان «در محاق»، ۱۳۸۸، انتشارات نیلوفر در ایران و  انتشارات فروغ در آلمان
  • رمان «گذشته‌ای هست که نمی‌گذرد»، ۱۳۸۸، انتشارات نیلوفر در ایران و نشر باران در سوئد
  • مجموعه داستان «عکس‌های فوری»، ۱۳۹۳، انتشارات ققنوس

خانواده و بستگان سهیلا بسکی در پیامی که به‌مناسبت درگذشت او منتشرکرده‌اند، از او به‌عنوان  زنی شجاع، پُرکار و خلاق یاد کرده‌اند که علاوه‌ بر داستان‌نویسی، ترجمه و مدیریت رسانه‌ای، به فعالیت‌های بشردوستانه نیز همت می‌گماشت و کمک‌‌‌رسانی به زلزله‌زدگان بم از آن جمله است.
 

جوادی آملی: بی‌سوادها قاضی و امام جمعه می‌شوند



متخصصان و متفکران شرق و غرب منتظرند که ببینند حوزه چه چیزی برای ارائه دارد

جوادی آملی می‌گوید که جهان منتظر است ببیند حوزه در زمینه تخصصی چه دارد و این دانشمندان ایرانی و غیر ایرانی بودند که آمریکا را بالا آوردند وگرنه آمریکایی‌ها غارت‌گر و راهزن بودند.
عبدالله جوادی آملی که از وی در رسانه‌های ایران با القابی چون «علامه» و «فیلسوف متأله» نام برده می‌شود، شام‌گاه شنبه در «دومین اجلاسیه اساتید رشته‌های تخصصی حوزه علمیه قم» گفت که آمریکا فرهنگ و تمدن و عقل نیاورده، با غارت‌گری و راهزنی بالا آمده و چند نفر دانشمند ایرانی و غیر ایرانی وارد آن کشور شده و آمریکا را بالا آورده‌اند.
این مرجع تقلید شیعه گفت: «بارها در دیدار هیئت‌های مختلف عرض شد که به جان کری بگویید اگر شما قدتان بلند است برای این است که روی ۷۰ میلیون قبر کشته‌های جنگ‌های جهانی ایستاده‌اید. شما در جنگ‌های جهانی اول و دوم ۷۰ میلیون نفر را کشته‌اید».
جهان منتظر است ببیند حوزه چه تخصصی دارد
جوادی آملی در بخشی از سخنان خود خطاب به مدرسان «رشته‌های تخصصی»‌ حوزه علمیه گفت: «الان به برکت اینکه انقلابی به رهبری امام راحل و خون‌های شهدا شده، جهان منتظر است که شما در رشته‌های تخصصی چه دارید. متخصصان و متفکران شرق و غرب منتظرند که شما چه چیزی برای ارائه دارید. دنیا فکر می‌کند اسلام چه پیامی برای نگهداری این علوم قرآنی دارد».
آن‌هایی که آمادگی علمی ندارند، قاضی و امام جمعه می‌شوند
عبدالله جوادی آملی با اشاره به این‌که شاگردان باید ارزیابی و استعدادهای خوب جذب شوند، گفت: «شما اساتید زمانی می‌توانید موفق باشید که نهال‌فروشی نکنید. آن‌هایی که آمادگی رشد علمی ندارد قاضی و امام جمعه می‌شوند که کار خوبی است و ممکن است این افراد در روز قیامت خیلی دورتر از ما باشند، اما وقتی خداوند به کسی استعداد می‌دهد حیف است هدر رود».
گفتنی است که جوادی آملی خود سال‌ها امام جمعه موقت شهر قم بود.
این مرجع تقلید ادامه داد: «شما در درجه اول باید مجتهد باشید و شاگردان را ارزیابی کنید و استعدادهای خوب را نگاه دارید و خروجی‌های متوسط را به نهادها تحویل دهید».
وی گفت با توجه به این که «رهبری و مرجعیت و دین از حوزه است»، استادان مراکز تخصصی باید کیفیت حوزه را حفظ کنند. جوادی آملی توصیه کرد که استادان، «رشته‌های تخصصی حوزه» را «فروزان» کنند و «نیازهای شرق و غرب را حل کنند». 

تهدید جنتی: دخالت دولت در انتخابات ممنوع




دبیر شورای نگهبان امروز طی سخنانی تاکید کرد که دولت نمی‌تواند از یک جریان خاص سیاسی حمایت کند. او همچنین از دادن مقام به «فتنه‌گران» انتقاد کرد: «کسانی که به فتنه‌گران مقام می‌دهند باید در قیامت جوابگو باشند.»
درست چند ساعت بعد از سخنان حسن روحانی در جمع فرمانداران کشور، آیت‌الله جنتی، دبیر شورای نگهبان خطاب به فرمانداران گفت: «دولت و وزارت کشور نمی‌توانند به جریان خاصی گرایش داشته باشند.»
جنتی، گرایش علنی برخی از اعضای دولت را نشانه احتمال دخالت در انتخابات دانست: «دولت و وزارت کشور نمی‌توانند به یک جریان سیاسی گرایش داشته باشند آن جریان هر چه می‌خواهد باشد. دولت و وزارت کشور باید وظیفه قانونی خود را انجام دهند و بنده متأسفم که بعضی از مقامات ما گرایش خود را مشخصا و صراحتا بیان می‌کنند که ما عضو فلان حزب هستیم. آیا شما باورتان می‌شود که این مسئول که می‌گوید عضو فلان حزب است در انتخابات به نفع آن حزب کمک نکند آیا این باورپذیر است؟»
آیت‌الله جنتی تاکید کرد که داستان «فتنه» هنوز ادامه دارد و باید با آن مقابله کرد: «فتنه‌گرها هنوز هستند و موضوع را رها نکرده‌اند و گاها برخی از پست‌ها و مقامات را تصرف می‌کنند و کسانی که این پست‌ها را به آنها می‌دهند باید در قیامت جوابگو باشند، زیرا فتنه‌گرها با این شکل و روش می‌خواهند حضور پیدا کنند که البته پشتیبانی هم می‌شوند
دبیر شورای نگهبان معتقد است که «فتنه» به دنبال براندازی بوده است، اما شکست خورده: «فتنه به دنبال براندازی نظام بود و این را باید باور کنیم و به دنبال این بود که نظام اسلامی ما نباشد. فتنه مرحله‌ای بود که بعد از مرحله سال ۷۸ اتفاق افتاد با همان هدف صورت گرفت که شکست خورد و با هدف اینکه در انتخابات تقلب شده است کار خود را آغاز کرد تا بتواند با توسل به این روش اوضاع را عوض کند و هر کسی را می‌خواهد در هر مقامی تعویض کرده و فرد مورد نظر خود را به آن پست بگذارد.»
 

توافق اعضای ۱+۵ بر سر نحوه بازگرداندن تحریم‌ها



رویترز: اختلاف میان شش قدرت جهانی بر سر مکانیسم بازگرداندن تحریم‌ها حل شده است

غربی‌ها می‌خواستند مکانیسمی ایجاد شود تا در صورت تخطی ایران از مفاد توافق احتمالی، تحریم‌های سازمان ملل به صورت خودکار بازگردانده شوند. چین و روسیه اما بر حق وتوی خود تأکید داشتند.
رویترز روز یکشنبه ۳۱ ماه مه (۱۰ خرداد) در یک گزارش اختصاصی نوشت که اعضای گروه ۱+۵ بر سر نحوه بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران در صورت نقض توافق جامع احتمالی، به توافق رسیده‌اند. جزییات مربوط به احیای تحریم‌ها، یکی از اختلاف‌های داخلی میان اعضای ۱+۵ به شمار می‌رفت و اکنون آن‌ها در این باره موضع مشترکی دارند.
در میان اعضای ۱+۵، آمریکا و قدرت‌های غربی می‌خواستند تا مکانیسم بازگرداندن تحریم‌ها در صورت تخطی ایران از توافق، به صورت خودکار باشد اما چین و روسیه تلاش داشتند تا حق وتوی آنان به عنوان اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل، حفظ شود.
یک دیپلمات غربی که این خبر را در اختیار رویترز قرار داده، جزییات توافق میان اعضای ۱+۵ در این باره را فاش نکرد. حال نوبت مذاکره‌کنندگان ایرانی است که نظر خود را درباره مکانیسم یادشده، به ۱+۵ اعلام کنند.
ایران و شش قدرت جهانی دوم آوریل گذشته در لوزان اعلام کردند که بر سر چارچوب کار به تفاهم رسیده‌اند و ضرب الاجلی برای رسیدن به توافق جامع هسته‌ای تعیین کردند که یک ماه دیگر به پایان می‌رسد.
نحوه و زمان‌بندی برداشتن تحریم‌ها، چگونگی بررسی و راستی‌آزماییِ عمل به توافق و مکانیسم بازگرداندن تحریم‌ها در صورت نقض قراردادها توسط ایران، از جمله موضوعات مورد اختلاف بود که باید در روزهای آینده حل شوند.
همان‌طور که انتظار می‌رفت، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مسوول بررسی کم و کیف عمل به توافق هسته‌ای احتمالی توسط ایران و گزارش‌دادن به شش قدرت جهانی و شورای امنیت سازمان ملل متحد است.
آژانس برای بررسی‌های دقیق نیاز به بازرسی‌های همه‌جانبه دارد اما مشکلی که هنوز بر سر حل آن توافق نشده، استنکاف ایران از صدور اجازه بازدید کارشناسان آژانس از مراکز نظامی است. آژانس می‌خواهد تا در چارچوب پروتکل الحاقی برای بازدید از مراکز نظامی که مشکوک به فعالیت‌های هسته‌ای هستند، مجوز داشته باشد.
رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه پاسداران با صدور چنین مجوزی به شدت مخالفت کرده‌اند. هم‌زمان گزارش شده که ملاقات اخیر وزاری امور خارجه ایران و آمریکا تحت الشعاع این مخالفت قرار گرفته است.
بر مبنای گزارش رویترز، یک دیپلمات ایرانی که نامش ذکر نشده است، گفته که کشورش برای واکنش متناسب در صورت بازگشت احتمالی تحریم‌ها، چندین گزینه را در دست بررسی دارد. وی گفته است: «دست‌کم سه یا چهار گزینه روی میز داریم که در حال بررسی هستند... ایران همچنین می‌تواند در صورتی که طرف‌های مقابل به تعهد‌های خود در چارچوب توافق عمل نکردند، بلافاصله فعالیت‌های خود را از سر گیرد». 

۱۳۹۴ خرداد ۹, شنبه

کدام را انتخاب می‌کنید؟

 آن مردمی که از بدو تولد آموخته‌اند که دین، خدا، پیغمبر، روایت، آخوند، عاشورا و روزه در یک سوی زندگی و همه ی باقی زندگی در سوی دیگر قرار دارد چگونه حالا همه‌ی این آموخته‌ها را کناری بگذارد و تنها برای دنیای خود آخرتی با آن همه «حوری و غلمان» را رها کند. اشکال درست همین جاست...
     تلاش سی و چند ساله مخالفان جمهوری اسلامی ظاهراً به جایی نرسیده و هنوز و همچنان این سوال مطرح است که چه باید کرد؟ البته هرجا که این پرسش مطرح می‌شود بلافاصله پزشکان متخصص هر دردی ازجمله «سیاست» این تجویز را ارائه می‌فرمایند که راه حل نهایی «اتحاد» است! حالا اتحاد بین کی و بر سر چه مواضعی، تازه اول مشکل است که معمولاً هیچکس آن دیگری را اصلاً به «رسمیت» نمی‌شناسد تا چه برسد به اتحاد با وی.
اما فرض بر وجود این «اتحاد»، خوب که چی؟ حالا سه نفر بودیم شدیم هشت نفر چه اتفاقی می‌افتد؟ چه اصلی تغییر می‌کند جز این که حالا این هشت تن بخشی از فرصتِ نداشته خود را صرف جدل با یکدیگر نمایند؟! تازه باتوجه به طرح این موضوع (اتحاد) درطول این سال‌ها نه تنها قدمی به جلو برنداشته نشده است بلکه اگر در آن سال های نخست یک گروه راست و یک گروه چپ و یک گروه میانه داشتیم، حالا چندین راست و چندین چپ و ده‌ها میانه داریم که همه فرصت و انرژی اشان صرف مبارزه با خودشان می‌شود و گویا خیلی‌ها هم فراموش کرده‌اند که مساله جای دیگر، و موضوع، موضوع دیگری بوده است. صرفنظر از اینکه اساساً طرح موضوع «اتحاد» بی‌آنکه یک استراتژی مشخص برای مبارزه تدوین شده باشد اصولاً حرف مفتی است. اما شناخت دستیابی به این استراتژی همواره با یک مشکل اساسی روبرو بوده است، زیرا اگر هم کسی درصدد تدوین این برنامه بوده برنامه را نه بر اساس واقعیت جامعه ایرانی بلکه براساس ایده آل های خود یا حداکثر اطرافیانش تدوین کرده و به همین دلیل از حد شعار تجاوز نکرده است.
در مبارزه با جمهوری اسلامی همواره یک مشکل بزرگ وجود داشته است و اینکه جمعی از مخالفان جمهوری اسلامی بی آنکه در زمینه‌های اجتماعی موجود ایران فکر کنند و حداقل آن را درنظر بگیرند درحقیقت تنها مخالفان رژیم جمهوری اسلامی نبوده‌اند بلکه این مخالفان علاوه بر مخالفت با «رژیم» مخالفت با «اسلام» نیز در سرلوحه کارشان بوده است.
در این رابطه حکومت که به دلیل ماهیت‌اش زیرساخت ذهنی جامعه را به خوبی می‌شناسد همواره تکیه‌اش بر «اسلام» به عنوان یک عنصر مورد توجه مردم افزوده و متقابلاً اکثر مخالفان همواره هرآنچه که حکومت مرتکب شده را به حساب اسلام نوشته‌اند و چه بسا پیش از محکوم نمودن حکومت، دین «اسلام» را محکوم کرده‌اند. بدیهی است در این میان رقابت‌های دینی و مذهبی نیز به کمک مخالفان جمهوری اسلامی آمده و بر آتش این دعوا افزوده است. که البته این هم همه‌ی آن چیزی است که حکومت اسلامی در ایران طلب می‌کند و خواهان آن است.
اما در داخل کشور، اکثریت مردم بیزار از حکومت ولی جمع کثیری از آنان به شدت وابسته به دین (غلط یا درست) ازیک سو با حکومتی روبرو هستند که درعین بی‌لیاقتی و ظلم و ستم اما حداقل ادعای اسلامی بودن دارد و در مقابل مردم با مخالفینی روبرو هستند که اگر چه با حکومت جابر در ستیز هستند ولی به شدت نیز ضد دین و پیامبر و قرآن نیز معرفی می‌شوند و این درحالی است که حداقل درطول هفتصد سال گذشته به غلط یا درست این مردم نشان داده‌اند که برای دین خود، بازهم تاکید می‌کنم (چه غلط یا درست) از همه چیز خود می‌گذرند و درست همین دلیل است که بین یک حکومت بد اما ظاهراً اسلامی و یک اپوزسیون خوب اما ضد اسلامی، حکومت بد را اگر هم نه تأیید تحمل کرده و می‌کنند بدیهی است هرکس این چند خط را بخصوص در خارج از کشور بخواند بلافاصله شمشیر ضد دین خود را بلند کرده تا بر فرق نویسنده بکوبد.
 اما این چیزی از حقیقت ماجرا نمی‌کاهد. آن مردمی که از بدو تولد آموخته‌اند که دین، خدا، پیغمبر، روایت، آخوند، عاشورا و روزه در یک سوی زندگی و همه ی باقی زندگی در سوی دیگر قرار دارد چگونه حالا همه‌ی این آموخته‌ها را کناری بگذارد و تنها برای دنیای خود آخرتی با آن همه «حوری و غلمان» را رها کند. اشکال درست همین جاست، مخالفین همواره به مردم وعده زندگی بهتر که حداکثر در شرایط خوبش چند درصد بهتر از امروز خواهد بود را می‌دهند اما در مقابل آن باید آتش دوزخ را هم تحمل کرد و درمقابل، حکومت همواره درمقابل سختی های گرانی بنزین و گوشت و برنج امروز -که نشان داده شده که به هرروی قابل تحمل است -«بهشت موعود» را به مردم مژده می‌دهد که هرلحظه آن آرزوی هر آدمی است. فکرش را بکنید مخالفان می‌خواهند مردم درکنار همسر و فرزندان، زندگی نسبتاً مرفهی داشته باشند و درمقابل حکومت به مردم درمقابل این سختی‌های دنیوی، وعده زندگی در جهانی را می‌دهد که «حوریان» باکره از سر و روی آدمی بالا می‌روند و در جوی های شراب ناب روان است و اگر این دلهره بالا و پائین رفتن اجاره خانه را داری آنجا کاخ‌های متعددی به تو ارزانی می‌شود که درآن واحد می‌توانی شب در چند کاخ همزمان با حوریان سرکنی. انصافاً شما اگر بودید کدام را انتخاب می‌کردید؟                                                                                  

محمد پیامبر، یک میسیونر مذهبی

یادداشت پیش‌رو روایتی‌ست از رویکردهای کتابی به پژوهش و نگارش امین قضایی؛ مترجم و پژوهشگر علوم انسانی که طی چندروز آینده درقالب الکترونیکی با عنوان «نامه‌هایی برای محمد پیامبر» از سوی گروه انتشارات آزاد ایران منتشر خواهد شد.
این مقاله به بررسی نحوه شکل‌گیری کتابی می‌پردازد که حاصل پژوهش‌هایم درباره شکل گیری و ساختار متن قرآن را با تحت عنوان «نامه هایی برای محمد پیامبر» در خود گردآورده است. مقاله حاضر تلاش می‌کند خلاصه برخی از نتایج این پژوهش را ارائه دهد. با این حال، ارائه مستندات بیشتر و مباحث دقیقتر در این مقال نمی‌گنجد و برای این امر، تنها می توانم خواننده را به کتاب ارجاع دهم.
پژوهش‌های سکولار درباره قرآن بر سر اینکه تا چه حد منابع سنتی اسلامی را به عنوان مرجع می‌پذیرند به دو دسته سنتی و تجدیدنظر طلب تقسیم می‌شوند. دسته نخست، تا حدی، سنت و سیره را به عنوان یکی از منابع تحقیق در هنگام مطالعه در نظر می‌گیرند (نمونه بارز آن تئودور نولدکه است)، در حالیکه تجدید نظر طلبان مدعی هم روایات و هم سیره نبوی را گمراه کننده می‌دانند. برای این ادعا دو دلیل ذکر می‌شود: نخست اینکه بیش از صد سال فاصله زمانی بین اولین مجموعه احادیث مانند صحیح بخاری و یا سیره ابن اسحاق و زمان محمد وجود دارد و دوم اینکه اغلب این احادیث و حکایات تلاش‌هایی هستند برای درک و توجیه قرآن و در نتیجه به آنها باید به چشم یک تفسیر متاخر از متن قرآن نگاه کرد و نه یک منبع اولیه حاصل شده از ثبت تاریخی مشاهدات و رخدادها. یعنی گویندگان احادیث هم مانند ما با متن مبهمی مثل قرآن روبرو بوده اند و احادیث و روایات آنها صرفا تلاشی برای قرار متن قرآن در یک کانتسکت است. این پژوهشگران با کنار گذاردن منابع سنتی اسلامی، حتی مدعی شده‌اند که قرآن بعدها خارج از شبه جزیره عربستان نوشته یا گردآوری شده است و اساسا زبان اصلی آن سریانی بوده است و نه عربی و تنها به عربی ترجمه شده است.
رویکرد من در بررسی متن قرآن از این دوگانه فراتر می‌رود. در حالیکه همراه با تجدید نظر طلبان، منابع سنتی اسلامی را به عنوان منبع معتبر ارجاعی کنار می‌گذارم و تنها به متن قرآن برای تحقیق رجوع کرده ام، یافته های من در تضاد و رد کلی منابع سنتی اسلامی قرار ندارد. به بیان دیگر در حالیکه مدعی هستم متن قرآن در خارج از شبه جزیره عربستان تولید و ترجمه شده است، در حجاز توسط فردی به نام محمد موعظه شده است. در حالیکه ادعای تجدید نظرطلبانی مانند لوکزنبورگ را تایید می کنم که متن اصلی قرآن در واقع سریانی است، اما از سوی محمد پیامبر و به زبان عربی به بیرون انتشار یافته است.
نقطه شروع تحقیق با این سئوال آغاز می شود که متن قرآن چگونه حاصل شده است؟ این نحوه شکل گیری از سه حالت خارج نیست:
۱. یا توسط خود محمد نوشته شده است
۲. یا حاصل از مکالمه بین محمد و یک انسان (یا به تصور مسلمانان فرشته خدا) است.
۳. یا حاصل مکاتبه است.
با بررسی دقیق بسیاری از آیات مکی (و نه مدنی)، و با نظر به سبک دیالوگی متن، ارجاع به مسائل و موارد شخصی محمد، خطاب قرار دادن شخص محمد و نه مردم در آیات مکی و.... نشان می‌دهم که متن قرآن در واقع حاصل یک مکاتبه است و نه مکالمه. برای مثال، هیچ نیازی نیست که یک سئوال در یک مکالمه ثبت شود. هیچ نیازی نیست که فحاشی، توهین به مردم، یا تخطئه محمد در یک مکالمه ثبت شود و سپس این ثبت به عنوان موعظه به کار رود. برای نمونه در سوره الطارق می‌خوانیم:
إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا ﴿۱۵﴾وَأَكِيدُ كَيْدًا ﴿۱۶﴾فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا ﴿۱۷﴾
 
«آنان دست به نيرنگ مى‏زنند (۱۵) و [من نيز] دست به نيرنگ مى‏زنم (۱۶) پس كافران را مهلت ده و كمى آنان را به حال خود واگذار (۱۷)»
چه این را سخنان یک انسان خطاب به محمد بدانیم یا فرشته خدا، هیچ دلیلی نبوده است که مکر (الهی یا انسانی) ثبت و مکتوب شود و تازه به عنوان موعظه هم استفاده شود. تصور آن هم خنده دار است که محمد به نزد مردم خود رفته و به آنها بگوید که خدا قرار است به زودی ایشان را فریب دهد.
وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى ﴿۲۰:۹﴾
«آیا خبر موسی به تو رسید؟»
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ ﴿۵۱:۲۴﴾
«آيا خبر مهمانان ارجمند ابراهيم به تو رسيد؟»
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ (۸۸:۱)
«آيا خبر غاشيه به تو رسيده است؟»
وجود این سئوالات قبل از اشاره کوتاه به یک داستان، نشان می دهد که متن مکتوب است. ما معمولا سئوال را در متن مکتوب مطرح می‌کنیم و اگر قرار باشد یک مکالمه به صورت مکتوب ثبت شود یا به ذهن سپرده شود، این سئوالات مطرح نخواهد شد( طرح سئوال از سوی خدا که البته مضحک است چون فرض بر این است که خدا همه جواب‌ها را می‌داند).
آیات بسیار دیگری نیز وجود دارد که به تفصیل در کتاب مطرح شده و همگی نشان از آن دارند که ما با متنی طرف هستیم که حاصل یک مکاتبه است. اگر آیات مکی قرآن بخشی از یک مکاتبه هستند، پس این آیات باید مجموعه‌ای از نامه‌ها باشند که برای محمد ارسال می‌شده است. دقیقا به همین دلیل، در متن قرآن کلمات غیرعربی و مبهم فراوانی دیده می شود که در اصل ریشه سریانی دارند، زیرا نویسنده اصالتا عرب زبان نبوده است و سعی کرده است که نامه را به زبان عربی بنویسد یا ترجمه کند(به همین خاطر بارها در متن اشاره می شود که این یک قرآن عربی است یعنی ذکر یا مناجات نامه عربی است). با این حال، همه ما می دانیم که در ترجمه بسیاری از کلمات از یک زبان به زبان دیگر منتقل می شوند. یافته های درخشان کریستف لوکزنبورگ که با رجوع به زبان سریانی توانسته است بسیاری از کلمات مبهم قرآن را رمزگشایی کند، با فرض ما کاملا مطابقت دارد.
اما جالب است بدانید که در خود متن قرآن هم به نامه و کتب الحاقی همراه با نامه بارها اشاره شده است. برای مثال در سوره مدثر(۷۴)، می خوانیم:
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً ﴿۵۲﴾
«بلكه هر كدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه‏اي براي او فرستاده شود.»
و نیز در سوره بینه می‌خوانیم:
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ ﴿۱﴾ رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً  ﴿۲﴾ فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ ﴿۳﴾
«كافران اهل كتاب و مشركان دست‏بردار نبودند تا دليلى آشكار بر ايشان آيد . فرستاده‏اى از جانب خدا كه صحیفه‌هايى پاك را تلاوت كند . كه در آنها نوشته‏هاى استوار است.»
مانند آیات فوق، بارها در متن به ارسال صحیفه، کتاب، قرآن، ذکر، فرقان و...اشاره می شود. بارها در اولین آیه گفته می شود که فلان یا بهمان کتاب را فرستاده ایم (مانند قرآن عظیم، کتاب حکیم، فرقان و...). مفسرین مسلمان همه اینها را همین کتابی می‌دانند که در دست ماست. اما این فرض قابل قبول نیست چون متن قرآن (یا در واقع نامه‌ها) همانطور که خود متن بارها اشاره کرده است، به تدریج برای محمد فرستاده شده است. همچنین گاهی اشاره ای به داستان یا موضوعی است که اصلا در قرآن وجود ندارد. در سوره مریم (۱۹) آمده است:
 
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا ﴿۴۱﴾ ... وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا ﴿۵۱﴾...وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا ﴿۵۴﴾....وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا ﴿۵۶﴾
هیچ داستانی درباره ادریس در قرآن وجود ندارد. اما از محمد خواسته می شود که این داستان را برای مردم ذکر کند. همچنین در جای دیگری از قرآن داستان شجره ملعونه (سوره اسراء، آیه ۶۰) به محمد یادآوری می شود حال آنکه این داستان اصلا در هیچ کجای قرآن نیست. از همه بارز سوره قدر است:
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ﴿۲﴾ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿۳﴾ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ ﴿۴﴾ سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿۵﴾
آیه اول می گوید که ما آنرا در شب قدر نازل کردیم. این سوره پنج آیه بیشتر ندارد پس حتما متن دیگری باید محل اشاره باشد. اما چه چیز؟ مفسرین مسلمان برای توجیه و ماستمالی این قضیه، ادعای عجیبی را مطرح می‌کنند. آنها مدعی می شوند که قرآن علاوه بر اینکه به تدریج نازل می‌شده است، به طور کامل و یکجا نیز در شب قدر بر محمد نازل شده است و حتی با همین توجیه سخیف، میلیون‌ها مسلمان هر ساله شب قدر را جشن می‌گیرند! این توجیه مضحک و متناقض (این بدان معناست که بسیاری از وقایع تاریخی و حتی توصیه به محمد برای انجام دادن یا ندادن کاری که در قرآن اشاره شده قبلا بر محمد نازل شده است!) تنها برای این است که وانمود شود تمامی اشارات به کتاب، صحیفه، ذکر و فرقان و... همگی به یک کتاب کامل به نام قرآن اشاره دارند و آن همینی است که ما امروز به عنوان قرآن می شناسیم.
 این ادعا کاملا برخطاست. با در نظر گرفتن فرض ما مبنی بر اینکه متن قرآن در واقع مجموعه‌ای از نامه هاست، پاسخ معما برای ما روشن می‌شود. اینها اشاره به کتب یا فصولی از کتب دارند که به همراه نامه ها برای محمد ارسال می شده است. آنچه محمد در واقع موعظه می کرده است بخش هایی از کتب مذهبی فرقه مذکور است و نه خود آیات یا متن نامه ها. برای مثال، وقتی در سوره مریم، مداوما از محمد خواسته می شود که از این یا آن داستان ذکر کند، این بدان معناست که همراه با این نامه، یک سری متون مذهبی حاوی داستان ارسال شده است و متن نامه به محمد یادآوری می کند که این داستان ها را برای مردم ذکر کند. دلیل اینکه در آیات مکی، صرفا اشاره گذرایی به داستان‌ها می شود نیز همین هست ( و قرآن معمولا به خطر این شلختگی و روایت های ناقص از سوی مخالفین تمسخر می شود). در واقع، اصل داستان در کتب الحاقی به نامه ها موجود است و بنابراین اشاره به این داستان ها در متن نامه صرفا جنبه یادآوری دارد یا جهت خلاصه سازی و برجسته کردن نکات مهم است.  
پس در اینجا ما به یک نتیجه شگفت انگیز می رسیم: محمد در مکه (و نه مدینه) یک میسیونر مذهبی بوده است و اطلاق کلمه رسول به همین معناست(در آیات مکی وی به هیچ عنوان نبی خوانده نمی شود. بین نبی و رسول تفاوت بسیاری است). آنچه در متن به عنوان قرآن از آن یاد می شود دقیقا همین متنی نیست که ما به صورت یک کتاب در دست داریم، بلکه ملحقاتی است همراه با این نامه ها. سوره‌های مکی صرفا مجموعه نامه‌هایی هستند که در آن نویسنده فرقه مذکور، خلاصه یا تاویلی از داستان را بیان کرده و یا به محمد موعظه آنها را یادآوری می کند و یا اینکه سعی می کند به مشکلات وی برای انجام رسالتش یا مخالفت های منکرین پاسخ دهد. پس آنچه ما در دست داریم قرآن نیست یعنی آنچیزی نیست که کلمه به کلمه توسط محمد موعظه می‌شده است. آیات مکی صرفا مجموعه ای از نامه هاست که برای یک میسیونر مذهبی در مکه ارسال می شده است. به کمک همین نظریه من توانسته ام که از حروف مقطعه (مانند الم و...) و عبارات مبمی مانند سبع من المثانی، رمزگشایی کنم.
بحث مفصل‌تر در این باب و ارائه آیات بیشتر به عنوان گواه در این مقاله نمی‌گنجد. بنابراین به علاقه‌مندان توصیه می شود که برای مطالعه بیشتر و مستندات دقیق تر به کتاب رجوع کنند. در این کتاب همچنین درباره فرقه مذکور حدس و گمان‌هایی زده می‌شود. عقاید این فرقه بیش از هر فرقه‌ای با عقاید ابیونی‌ها وجه اشتراک دارد و احتمالا فرقه مذکور صابئین ساکن شهر حران باشند، یعنی کسانی که از طریق مکتب الکاسای، عقاید ابیونی ها در قرون اولیه میلادی را به ارث گرفته اند. به خصوص عقیده منعکس شده در قرآن درباره عیسی مسیح با عقاید ابیونی‌ها وجه اشتراک کامل دارد.

رئیس جمهور عراق: خطر داعش ایران را نیز تهدید می‌کند+ویدیو

رئیس جمهور عراق گفته است؛ اگر عراق به دست پیکارجویان داعش بیافتد، ایران نیز به خطر خواهد افتاد.
به گزارش «محبت نیوز» رئیس جمهور عراق در گفتگوی اختصاصی با صدای آمریکا، با اشاره به این که خطر گروه افراطی موسوم به دولت اسلامی (داعش) ایران را نیز تهدید می‌کند، گفت اگر عراق به دست پیکارجویان داعش بیافتد، ایران نیز به خطر خواهد افتاد.
فواد معصوم با اشاره به نقش ایران در مبارزه بغداد با پیکارجویان داعش، گفت «ایران در روزهای نخست (پس از حملات داعش) نیروی انسانی به عراق اعزام کرد، آب و مایحتاج دیگر هم همینطور؛ بویژه به مناطقی مثل شنگال. در قدم دوم کارشناسان خود را به عراق اعزام کردند تا همیار مردم عراق باشند؛ اسلحه و تجهیزات نظامی هم به ما دادند.»
رئیس جمهوری عراق در گفتگوی خود با علی جوانمردی خبرنگار بخش فارسی صدای آمریکا در بغداد، کمک‌های ایران را «بسیار مهم» خواند و گفت «ایران خوب می‌دانست اگر داعش در منطقه حاکم شود، ایران نیز دچار خطر خواهد شد.»
وی در ادامه تاکید کرد «اگر داعش به صورت بلندمدت در عراق حضور داشته باشد، این خطر گریبان ایران، ترکیه و بسیاری از کشورهای منطقه را خواهد گرفت. به همین دلیل، هر کشوری با توجه به نگرانی‌ها و وضعیت امنیتی خود، با عراق همکاری می‌کند؛ هر کدام به نوعی.»
این در حالی است که برخی از کشورها، بویژه کشورهای عرب منطقه، ایران را به دخالت در امور داخلی عراق متهم می‌کنند و می‌گویند با اعمال نفوذ بر دولت شیعه آن کشور، درصدد گسترش نفوذ خود در عراق، و همینطور در سراسر خاورمیانه است.
ایران اتهام دخالت در امور داخلی عراق را رد می‌کند، اما حمایت از دولت مرکزی – بویژه پس از پیشروی‌های داعش در تابستان گذشته – را انکار نکرده است. تهران همچنین از پیش از سقوط صدام حسین، دیکتاتور پیشین عراق، روابط خوبی با کردهای عراق و اقلیم کردستان داشته است.
نظامیان ایرانی در مواردی هم در مقابله با داعش نقشی محوری ایفا کرده‌اند، مانند عملیات آزادسازی تکریت و رمادی؛ ایالات متحده نیز با وجود نگرانی از بروز درگیری‌های فرقه‌ای در عراق، بواسطه حضور شبه‌نظامیان شیعه مورد حمایت در این عملیات، از نقش ایرانی‌ها بطور تلویحی استقبال کرده است.
به دنبال اعتراض‌ به حضور نیروهای شیعه مورد حمایت ایران در عملیات آزادسازی تکریت در اواخر اسفند ماه، و نگرانی از بالا گرفتن درگیری‌های قومی در آن کشور، شبه‌نظامیان شیعه در عملیات دولتی برای مقابله با داعش در مناطق سنی‌نشین حضور نداشتند.
اما در پی سقوط رمادی در اواخر ماه گذشته، حیدر العبادی نخست وزیر عراق از گروه‌های داوطلب شبه‌نظامی شیعه خواست برای مقابله با پیکارجویان افراطی گروه داعش در رمادی مرکز استان سنی‌نشین انبار، در ۱۱۰ کیلومتری شمال غرب بغداد، به نیروهای دولتی بپیوندند.
با این حال، سخنگوی کاخ سفید هفته گذشته گفت ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا از پیوستن نیروی‌های مردمی از طوایف و فرقه‌های مختلف عراق برای بازپس‌گیری رمادی استقبال می‌کند؛ اما به گفته او «مهم است این نیروها تحت مدیریت و فرمان دولت عراق باشند.»

۱۳۹۴ خرداد ۸, جمعه

هدف عیسی مسیح

عیسی به این جهان آمد تا انسان را از گناه نجات دهد .در لوقا 19 : 10 میخوانیم که « پسر انسان آمده است تا گمشده را بجوید و نجات بخشد .» تنها یک راه وجود داشت که میتوانست ما را نجات دهد آن هم دادن جانش بود . « پسر انسان نیامده تا مخدوم شود بلکه تا خدمت کند و تا جان خود را فدای بسیاری کند » مرقس 10 : 45
نجات یعنی آزادسازی ، امداد و رهائی بخشیدن . این وعده ای بسیار عالی است که به تمام بشر داده شده اما چرا عیسی مجبور بود که برای آزاد سازختن ما جان خود را فدا کند ؟
در داستان آدم و حوا ، خدا به آنها گفته بود که گناه با خود مرگ را به همراه دارد . خدا نمی تواند بر خلاف قضاوتی که خود بر علیه گناه انجام داده است رفتار نماید . اگر گناهی هست پس به اجبار یک نفر باید بمیرد . به همین علت بود که عیسی مسیح آمد تا بجای شخص گناهکار بمیرد . هیچکس دیگری قادر نبود این کار را بکند چون فقط او بود که میتوانست بر مرگ پیروز شود .
با این وجود کار آسانی نبود ، حتی برای خداوند ما . او ، کسی که روی تخت نشسته بود و فرشتگان فرامینش را انجام میدادند ، کسی که آسمان و زمین وانسان را آفریده بود ، خادم شد . به مخلوقاتش اجازه داد تا به او صدمه بزنند ، تحقیرش کنند و روی صلیب در تپه جلجتا مصلوبش نمایند تا نجات یابند .
در اول پطرس 1 : 18 ـ 19 میخوانیم « زیرا میدانید که خریده شدهاید از سیرت باطلی که از پدران خود یافته اید نه به چیزهای فانی مثل نقره و طلا بلکه به خون گرانبها چون خون بره بی عیب یعنی خون مسیح .»
آیا از وقتی که عیسی بخاطر تمام انسانها مرد ، آنها نجات یافتند ؟ نه ، خدا هرگزآزادی انتخاب را از انسانها نمی گیرد . هر شخص هنوز این اختیار را دارد که تصمیم خود را بگیرد . او باید عیسی را به عنوان نجات دهنده خود قبول کند تا نجات یابد . عیسی به پیروان خود فرمود : در تمام عالم بروید و جمیع خلایق را به انجیل موعظه کنید . هر که ایمان آورده تعمید یابد نجات
یابد و اما هر که ایمان نیاورد بر او حکم خواهد شد . ( مرقس 16 : 15 ـ 16 )
زیرا خدا جهان ایقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد .  زیرا خدا پسر خود را در جهان نفرستاد تا بر جهان داوری کند بلکه تا بوسیله او جهان نجات یابد .آنکه به او ایمان آرد بر او حکم نشود اما هر که ایمان نیاورد اکنون بر او حکم شده است به جهت آنکه به اسم پسریگانه خدا ایمان نیاورده . ( یوحنا 3 : 16 ـ 18)
عیسی بخاطر ما مرد .با این وجود اگر در قبر باقی می ماند هیچگونه امید نجاتی برای انسانها نبود .
قبر عیسی مسیح خالی است چون بعد از سه روز که از مصلوب شدنش می گذشت معجزه ای رخ داد . عیسی از مردگان قیام کرد وبعد از رستاخیز ، عده زیادی او را به چشم خود دیدند .( اول قرنتیان 15 : 4 ـ 8 رجوع شود )
رستاخیز عیسی مسیح شاهدی است بر این نکته که او پسر خداست . دررومیان 1 : 4 میخوانیم که « اما با رستاخیز از میان مردگان ، به سبب روح قدوسیت ، به مقام پسر قدرتمند خدا منصوب شد ، یعنی خداوند ما عیسی مسیح . »
بعد از اینکه خود را به افراد زیادی نشان داد به آسمان صعود کرد گه این نیز در حضور شاگردانش بود .
اکنون عیسی چه میکند ؟ وقتی صعود کرد در دست راست پدرش که جای خودش بود نشست و با پدر در مورد نیازهای ما صحبت میکند . در این خصوص 3 آیه را ذکر میکنم :
عبرانیان 8 : 1 « چنین کاهن اعظمی داریم که بر جانب راست تخت مقام کبریا در آسمان نشسته »
اول یوحنا 2 : 1 « اگر کسی گناهی کرد ، شفیعی نزد پدر داریم ، یعنی عیسی مسیح پارسا »
عبرانیان 7 : 25 « او قادر است آنان را که از طریق وی نزد خدا می آیند ، جاودانه نجات بخشد ، زیرا همیشه زنده است تا برایشان شفاعت کند »
چقدر عالی است که بدانیم بهای گزافی برای نجات ما پرداخته شده است . بعد از مرگ روی صلیب و قیام از مردگان و صعود به آسمان و در دست راست پدر نشستن ، او مارا فراموش نمیکند . او همیشه مارا دوست دارد و مشتاق است تا هر وقت که اجازه
دهیم به ما کمک کند .

مخ زنی عضو داعش برای جذب دختر ۱۵ ساله + ویدیو

یک عضو گروه از اسلامگرایان داعش از طریق تماس اینترنتی تلاش می کند که یک دختر پانزده ساله را برای عضویت دراین گروه و طی مسیر کانادا تا ترکیه برای پیوستن به نیروهای داعش در سوریه تشویق کند.

به گزارش «محبت نیوز» ،عضو گروه تروریستی داعش در این ویدئو که با دوربین مخفی ضبط شده ، به دختر می گوید که با هواپیما به آلمان و سپس برای پیوستن به گروه داعش به استانبول برده می شود.
اسلامگرایان داعش با فریب هزاران زن و دختر در کشورهای مختلف آنان را با وعده های پوچ به عراق و سوریه کشانده و ضمن سوء استفاده جنسی از آنان در فعالیت های تروریستی و انتحاری استفاده می کند.

دولت اسلامی یک دختر اقلیت ایزدی را زنده زنده سوزاند

گروه اسلامگرای داعش در ادامه جنایت های خود علیه عراقی ها و اقلیت ایزدی، یک دختر ایزدی را زنده زنده سوزاندند.
به گزارش « محبت نیوز»، عناصر گروه تروریستی داعش یک دختر عراقی را که حاضر به تن دادن به برقراری رابطه جنسی با آنان نشد، زنده زنده در آتش سوزاندند.
پایگاه روزنامه “دیلی میل” به نقل از ” زینب بانجورا ” نماینده ویژه سازمان ملل در امور خشونت جنسی درجنگ ها با اشاره به اقدام دولت اسلامی داعش در فروش زنان ایزدی و تجاوز به آنان افزود: “عناصر داعش، یک دختر بیست ساله را که حاضر نشد به برقراری رابطه جنسی با آنان تن دهد، درآتش سوزاندند.”
به گفته العالم ، بانجورا گفته است: “عناصر داعش بسیاری از زنان را قبل از ارسال به بازارهایی شبیه به بازار برده فروشانِ دورهِ جاهلیت، مجبور به برهنه شدن می کنند و مورد آزمایش باکرگی قرار می دهند و سپس آنها را می فروشند.”
وی تصریح کرد: برحسب اطلاعات جمع آوری شده از سوریه، عراق، ترکیه، لبنان و اردن، اکثر زنان از اقلیت ایزدی عراق هستند.
بانجورا تاکید کرد که داعش جنایت های وحشیانه زیادی را اعم از تجاوز به زنان و به بردگی گرفتن آنان مرتکب می شود.

۱۳۹۴ خرداد ۷, پنجشنبه

عیسی مسیح

عیسی مسیح تجسم مرئی خدا به انسان است . او به این دلیل مثل انسانها شد تا ما قادر باشیم او را بهتر بشناسیم و از نقشه نجات او که برای ما بود مطلع گردیم . این انتخاب که مثل انسانها شد به این مفهوم است که عیسی در یک شخص دو طبیعت داشت ، هم طبیعت انسانی و هم طبیعت الهی . در رومیان 1 : 3 ـ 4 چنین میخوانیم : در باره پسر خود که به حسب جسم از نسل داود متولد شد ، اما با رستاخیز از میان مردگان ،  به حسب روح قدوسیت ، به مقام پسر قدرتمند خدا منصوب شد ، یعنی خداوند ما عیسی مسیح .
برای اینکه عیسی طبیعت انسانی داشته باشد از باکره ای به نام مریم متولد شد :
فرشته به او گفت : ای مریم ترسان مباش زیرا که نزد خدا نعمت یافته ای و اینک حامله شده پسری خواهی زایید و او را عیسی خواهی نامید .او بزرگ خواهد بود و پسر خدای متعال خوانده خواهد شد . خداوند خدا تخت تخت پادشاهی جدش داوود را به او عطا خواهد فرمود . او تا ابد بر خاندان یعقوب سلطنت خواهد کرد و پادشاهی او را هرگز زوالی نخواهد بود.                       (لوقا 1: 30ـ33)  
و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد پر از فیض و راستی و جلال او را دیدیم ، جلالی شایسته پسر یگانه پدر.
(یوحنا 1 : 14)
این پدری که در یوحنا (آیه بالا) ذکر شده کیست ؟ خدا ، پدر عیسی است .
در دوم پطرس 1 : 17 میگوید :
زیرا از خدای پدر جلال و اکرام یافت هنگامی که آوازی از جلال کبریائی به او رسید که این است پسر حبیب من که من از او خشنودم .
نام عیسی مسیح از الوهیت او سخن میراند . وقتی که فرشته گفت که نام او عیسی خواهد بود دلیل به خصوصی داشت ، عیسی یعنی « نجات دهنده » .
متی 1 : 21  میگوید : و او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهی نهاد زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید .
نام « مسیح » هم معنی ویژه ای دارد . مسیح یعنی « مسح شده » .
سالها پیش وقتی مردی به پادشاهی انتخاب میشد ، قسمتی از مراسم این بود که روی سر او روغن می ریختند . این ریختن
روغن روی سر به «مسح کردن» مرسوم بود .
اطلاق مسیح یا مسح شده به خداوند بیانگر سلطان بودن اوست . مسیح نامی بود که یهودیان به پادشاه و نجات دهنده ای که منتظرش بودند دادند . شمعون پطرس ، عیسی رابه عنوان پادشاه میشناخت و گفت : تو هستی مسیح فرزند خدای زنده (متی16:16)
















کلوچه مسیحی برای بسیج علیه دولت اسلامی

زنان مسیحی پس از تهیه نوعی کلوچه محلی، آنها را برای نیروهای ارتش و بسیج مردمی ارسال می کنند.
به گزارش محبت نیوز، گروهی از زنان مسیحی در عراق مانند بیشتر هموطنان خود در پشت جبهه‌ها تلاش می‌کنند به هر نحوی از نیروهای ارتش و بسیج مردمی در جنگ با دولت اسلامی موسوم به داعش حمایت کنند.
زنان مسیحی بغداد با حضور در کلیساها برای نیروهای مبارز عراقی علیه اسلامگرایان داعش “حشد الشعبی” کلوچه و نان‌های محلی از قبیل “الکبه” پختند.
در عکسهای منتشر شده از یکی از مناطق مسیحی نشین عراق، زنان پس از تهیه نوعی کلوچه محلی، آنها را برای نیروهای ارتش و بسیج مردمی ارسال می کنند.

تائیدحکم جدید «کشیش فرشید فتحی» و انتقال او به بند دیگر

با توجه به تائید حکم یکسال زندان اضافه برای کشیش فرشید فتحی و انتقال او به یک بند دیگر زندان به نظر می رسد مسئولان  امنیتی همچنان تصمیم دارند تا فشار بیشتری بر وی وارد کنند تا به هر بهانه ای مدت بیشتری او را در زندان نگه دارند.
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز» ، حکم جدید یکسال زندان برای کشیش فرشید فتحی که این هفته خبر تائید آن در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر منتشر شد، اکنون در زندان رجائی شهر کرج به وی ابلاغ گردید .
بنا به خبر دریافتی ماموران زندان همچنین کشیش فرشید فتحی و زندانی عقیدتی علیرضا سیدیان از دگر اندیشان غیر تثلیثی را به سالن دو، بند یک زندان رجایی شهر کرج منتقل کردند.
حکم جدید یکسال زندان اضافه  کشیش فرشید فتحی مربوط به پرونده ای است که  در بند ۳۵۰ زندان اوین،  در پی وقایع ۲۸ فروردین ماه سال گذشته معروف به «پنج‌شنبه سیاه» در پی یورش گارد زندان به بند ٣۵٠، روی داده است .  در آن رویداد وی از سوی ماموران امنیتی زندان ، به حمل و نگهداری مشروب الکلی دست ساز در همان بند متهم شد . علیرغم اینکه، اتهام اینگونه موارد  می بایست در دادگاه عمومی رسیدگی می شد، ولی پرونده وی به دادگاه انقلاب اسلامی ارجاع گردید آن هم شعبه ۱۵ که به دادن احکام آنچنانی شهره است. کشیش فرشید فتحی در دادگاهی که به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده بود در خصوص اتهام واهی حمل و نگهداری دو لیتر مشروب الکلی از خود دفاع کرد و این اتهام را کذب خواند که در نهایت در روز دوشنبه ۸ دی ماه ۱۳۹۳ برابر با  (۲۹ دسامبر ۲۰۱۴) از سوی دادگاه انقلاب اسلامی حکم یکسال حبس اضافه به وی ابلاغ گردید.
این زندانی نوکیش مسیحی  صبح روز سه‌شنبه ۲۸ مرداد ماه ۱۳۹۳، به دستور دادگاه انقلاب و توسط سازمان زندان‌ها از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج انتقال یافت.
پیشتر در دادگاه بدوى، فرشید فتحى به یک سال حبس تعزیرى، ٧۴ ضربه شلاق و دویست هزار تومان جریمه نقدى محکوم شده بود.
فرشید از طریق وکیل خود به این حکم اعتراض کرد ولی این اعتراض به جائی نرسید و حال او باید علاوه بر تحمل حکم ۶ سال زندان قبلی خود، یک سال دیگر هم در زندان بماند.
– انتقال به بند جدید 
علیرضا سیدیان
بلافاصله پس از ابلاغ این حکم، نوکیش مسیحی فرشید فتحی و علیرضا سیدیان دیگر زندانی رجایی شهر کرج، به سالن دو بند یک این زندان منتقل شده اند.
«علیرضا سیدیان» از دگر اندیشان مذهبی غیر تثلیثی ( از گزوه موسوم به کلیسای ایران ) است که پیشتر از سوی دادگاه انقلاب به شش سال حبس و شلاق محکوم شده بود، سیدیان در ۲۴ اسفند ۱۳۹۰ هنگامی که قصد خروج از کشور برای تعطیلات نوروزی را داشت بازداشت شد. وی از سوی شعبه ۲۶ به ریاست قاضی پیرعباسی به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اخلال در امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش سال حبس، ۹۰ ضربه شلاق محکوم شد.
به گفته منابع آگاه، شرایط این دو زندانی عقیدتی در سالن دو به هیچ عنوان مناسب نبوده و بر خلاف اصل تفکیک جرائم آنها به همراه زندانیان غیرعقیدتی از جرائم گوناگون اعم از سرقت، زورگیری و مواد مخدر در یک جا نگهداری می شوند.
با توجه به تائید حکم جدید برای کشیش فرشید فتحی و انتقال او به یک بند جدید  به نظر می رسد ماموران امنیتی همچنان تصمیم دارند تا فشار بیشتری بر وی وارد کنند تا به هر بهانه ای مدت بیشتری او را در زندان نگه دارند.
یاد آور می شود که کشیش فرشید فتحی  روز یکشنبه ۵ دی ماه ۱۳۸۹ در آستانه سال نو میلادی در پی بازداشتهای گسترده و از پیش تعیین شده توسط ماموران امنیتی بازداشت و در ‌‌نهایت به ۶ سال زندان محکوم شد. در پی این حادثه نیز شمار بسیاری از شهروندان مسیحی و از اعضا کلیساهای خانگی در تهران و برخی شهرستان‌ها نیز بازداشت شدند.

اعدام چند « ایرانی» در آمفی تئاتر پالمیرا توسط داعش

محوطه آمفی تئاتر شهر تاریخی پالمیرا (تدمیر) سوریه محل اعدام علنی چند ایرانی به دست اسلامگرایان داعش
به گزارش «محبت نیوز» اسلامگرایان  داعش تعدادی از شهروندان ایرانی را در سوریه اعدام کردند.
عصرایران به نقل از خبرگزاری ها خبر داد، داعش در منطقه باستانی تدمر (پالمیرا) شماری از اسرای در اختیار خود را در مراسم علنی اعدام کرد.
این اسرا از کشورهای ایران، افغانستان و افرادی از اعضای ارتش و گروه های نظامی حامی دولت سوریه بودند.
افراد اعدام شده از ایران و افغانستان در جنگ سوریه در صف نیروهای دولتی در حال جنگ با داعش بودند.
هنوز مقامات وزارت خارجه ایران و سوریه درباره این خبر واکنشی نشان نداده اند.
سازمان دیده بان حقوق بشر سوریه اعلام کرد: گروه مسلح دولت اسلامی (داعش) روز چهارشنبه ۲۰ مرد را با حضور شماری از اهالی در میدان آمفی تئاتر شهر باستانی را با شلیک گلوله اعدام کرد. اتهام این افراد، شیعه یا مسیحی بودن و جنگ در صف ارتش سوریه بود.
هویت دقیق اسرای ایرانی و تعداد آنها مشخص نشده است.
شهر تاریخی پالمیرا (تدمیر) سوریه محل اعدام علنی چند ایرانی به دست داعش