۱۳۹۴ خرداد ۹, شنبه

کدام را انتخاب می‌کنید؟

 آن مردمی که از بدو تولد آموخته‌اند که دین، خدا، پیغمبر، روایت، آخوند، عاشورا و روزه در یک سوی زندگی و همه ی باقی زندگی در سوی دیگر قرار دارد چگونه حالا همه‌ی این آموخته‌ها را کناری بگذارد و تنها برای دنیای خود آخرتی با آن همه «حوری و غلمان» را رها کند. اشکال درست همین جاست...
     تلاش سی و چند ساله مخالفان جمهوری اسلامی ظاهراً به جایی نرسیده و هنوز و همچنان این سوال مطرح است که چه باید کرد؟ البته هرجا که این پرسش مطرح می‌شود بلافاصله پزشکان متخصص هر دردی ازجمله «سیاست» این تجویز را ارائه می‌فرمایند که راه حل نهایی «اتحاد» است! حالا اتحاد بین کی و بر سر چه مواضعی، تازه اول مشکل است که معمولاً هیچکس آن دیگری را اصلاً به «رسمیت» نمی‌شناسد تا چه برسد به اتحاد با وی.
اما فرض بر وجود این «اتحاد»، خوب که چی؟ حالا سه نفر بودیم شدیم هشت نفر چه اتفاقی می‌افتد؟ چه اصلی تغییر می‌کند جز این که حالا این هشت تن بخشی از فرصتِ نداشته خود را صرف جدل با یکدیگر نمایند؟! تازه باتوجه به طرح این موضوع (اتحاد) درطول این سال‌ها نه تنها قدمی به جلو برنداشته نشده است بلکه اگر در آن سال های نخست یک گروه راست و یک گروه چپ و یک گروه میانه داشتیم، حالا چندین راست و چندین چپ و ده‌ها میانه داریم که همه فرصت و انرژی اشان صرف مبارزه با خودشان می‌شود و گویا خیلی‌ها هم فراموش کرده‌اند که مساله جای دیگر، و موضوع، موضوع دیگری بوده است. صرفنظر از اینکه اساساً طرح موضوع «اتحاد» بی‌آنکه یک استراتژی مشخص برای مبارزه تدوین شده باشد اصولاً حرف مفتی است. اما شناخت دستیابی به این استراتژی همواره با یک مشکل اساسی روبرو بوده است، زیرا اگر هم کسی درصدد تدوین این برنامه بوده برنامه را نه بر اساس واقعیت جامعه ایرانی بلکه براساس ایده آل های خود یا حداکثر اطرافیانش تدوین کرده و به همین دلیل از حد شعار تجاوز نکرده است.
در مبارزه با جمهوری اسلامی همواره یک مشکل بزرگ وجود داشته است و اینکه جمعی از مخالفان جمهوری اسلامی بی آنکه در زمینه‌های اجتماعی موجود ایران فکر کنند و حداقل آن را درنظر بگیرند درحقیقت تنها مخالفان رژیم جمهوری اسلامی نبوده‌اند بلکه این مخالفان علاوه بر مخالفت با «رژیم» مخالفت با «اسلام» نیز در سرلوحه کارشان بوده است.
در این رابطه حکومت که به دلیل ماهیت‌اش زیرساخت ذهنی جامعه را به خوبی می‌شناسد همواره تکیه‌اش بر «اسلام» به عنوان یک عنصر مورد توجه مردم افزوده و متقابلاً اکثر مخالفان همواره هرآنچه که حکومت مرتکب شده را به حساب اسلام نوشته‌اند و چه بسا پیش از محکوم نمودن حکومت، دین «اسلام» را محکوم کرده‌اند. بدیهی است در این میان رقابت‌های دینی و مذهبی نیز به کمک مخالفان جمهوری اسلامی آمده و بر آتش این دعوا افزوده است. که البته این هم همه‌ی آن چیزی است که حکومت اسلامی در ایران طلب می‌کند و خواهان آن است.
اما در داخل کشور، اکثریت مردم بیزار از حکومت ولی جمع کثیری از آنان به شدت وابسته به دین (غلط یا درست) ازیک سو با حکومتی روبرو هستند که درعین بی‌لیاقتی و ظلم و ستم اما حداقل ادعای اسلامی بودن دارد و در مقابل مردم با مخالفینی روبرو هستند که اگر چه با حکومت جابر در ستیز هستند ولی به شدت نیز ضد دین و پیامبر و قرآن نیز معرفی می‌شوند و این درحالی است که حداقل درطول هفتصد سال گذشته به غلط یا درست این مردم نشان داده‌اند که برای دین خود، بازهم تاکید می‌کنم (چه غلط یا درست) از همه چیز خود می‌گذرند و درست همین دلیل است که بین یک حکومت بد اما ظاهراً اسلامی و یک اپوزسیون خوب اما ضد اسلامی، حکومت بد را اگر هم نه تأیید تحمل کرده و می‌کنند بدیهی است هرکس این چند خط را بخصوص در خارج از کشور بخواند بلافاصله شمشیر ضد دین خود را بلند کرده تا بر فرق نویسنده بکوبد.
 اما این چیزی از حقیقت ماجرا نمی‌کاهد. آن مردمی که از بدو تولد آموخته‌اند که دین، خدا، پیغمبر، روایت، آخوند، عاشورا و روزه در یک سوی زندگی و همه ی باقی زندگی در سوی دیگر قرار دارد چگونه حالا همه‌ی این آموخته‌ها را کناری بگذارد و تنها برای دنیای خود آخرتی با آن همه «حوری و غلمان» را رها کند. اشکال درست همین جاست، مخالفین همواره به مردم وعده زندگی بهتر که حداکثر در شرایط خوبش چند درصد بهتر از امروز خواهد بود را می‌دهند اما در مقابل آن باید آتش دوزخ را هم تحمل کرد و درمقابل، حکومت همواره درمقابل سختی های گرانی بنزین و گوشت و برنج امروز -که نشان داده شده که به هرروی قابل تحمل است -«بهشت موعود» را به مردم مژده می‌دهد که هرلحظه آن آرزوی هر آدمی است. فکرش را بکنید مخالفان می‌خواهند مردم درکنار همسر و فرزندان، زندگی نسبتاً مرفهی داشته باشند و درمقابل حکومت به مردم درمقابل این سختی‌های دنیوی، وعده زندگی در جهانی را می‌دهد که «حوریان» باکره از سر و روی آدمی بالا می‌روند و در جوی های شراب ناب روان است و اگر این دلهره بالا و پائین رفتن اجاره خانه را داری آنجا کاخ‌های متعددی به تو ارزانی می‌شود که درآن واحد می‌توانی شب در چند کاخ همزمان با حوریان سرکنی. انصافاً شما اگر بودید کدام را انتخاب می‌کردید؟                                                                                  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر